عين حال تا حدودي از ثمرات وضع سياسي تازهاي بود كه به وسيلهٴ اسكندر ايجاد شد. اين فلسفه از آغاز جهانوطني1 بود، و بعدها تحت سلطهٴ روم، قديمترين فلسفهاي گرديد كه براي روابط بينالمللي2 اهميت قايل شد.
منسيوس3، بزرگترين فيلسوف كنفوسيوسي پس از خود استاد، در حدود 322 برآمد. يانگ چوي4 اپيكوري و ليه تسه مابعدالطبيعي نيز ممكن است در همان ايام زيسته باشند.
5. رياضيات يوناني. ارسطو با بهتر كردن تعاريف و استخراج مفاهيم اساسي درمنظم ساختن رياضيات شركت جست. در اين ميان، آكادمي عميقاً به اين موضوع علاقهمند باقي ماند.
اسپيوسيپوس، كه از 339 تا 314 مدير آن بود، يكي از مسايل آناليز تركيبي را حل كرد و كتابي در تاريخ هندسه نوشت. منايخموس5 مقاطيع مخروطي را كشف كرد، او و برادرش دينوستراتوس6 در تدوين كتاب درسي آكادمي كه به وسيهٴ تئوديوس ماگنسيايي7 تحرير شد، شركت جستند. اودموس رودسي8 مشايي تاريخ نجوم و رياضيات را نوشت. بزرگترين رياضيدان عصر آريستايوس مهتر9 بود كه در اواخر قرن برآمد و در روشها و مكانهاي هندسي حجمهاي منتظم، و در مخروطات مطالعهٴ عميقي انجام داد.
6. نجوم يوناني. بزرگترين و اصيلترين منجم آن عصر هراكليدس پونتوسي10 (حدود 348) بود كه در نظام زمين خورشيد مركزي11 بر تيكوبراهه12 پيشي جست. كاليپوس13 با به كار بردن 34 فلك متحدالمركز (به جاي 27 فلك) نظريهٴ اودموس را اصلاح كرد. ارسطو، كه سعي داشت همهٴ عوامل را توضيح دهد باز هم افلاك بيشتري بر آنها افزود. او سعي كرد تا اندازهٴ زمين را برآورد كند. او عنصر پنجمي هم در نظر گرفت، به نام اثير كه حركت طبيعي آن مدور است، اجرام سماوي از اثير ساخته شده و فسادناپذير است. اوتولوكوس14 (حدود 310) رسالهاي در هندسهٴ كرويات (نجومي) نوشت و برخي اشكالات نظريهٴ افلاك متحدالمركز را خاطرنشان ساخت.
7. فيزيك يوناني. اگر ارسطو مؤلف رسالهٴ مكانيك منسوب به او باشد، او بنيانگذار واقعي مكانيك نظري است. او در صداشناسي، هواشناسي، حتي شيمي، پژوهشهايي انجام داد. با اين حال، مهمترين اثر اين عصر متعلق به آريستوگزنوس15 بزرگترين صاحبنظر موسيقي دنياي باستان بود. منظمترين گزارش از پديدههاي فيزيكي همان است كه به وسيلهٴ مكتب رواقي16 عرضه شده (در